دیوید آتنبرو مستندساز و طبیعتپژوه مشهور بریتانیایی جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۰۰ ساله میشود، او را فیلمسازی بدون جایگزین و خلاق میدانند.
به گزارش هاشور نیوز به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، ژان-باتیست گویون، محقق و استاد دانشگاه کالج لندن، در یکی از مراسمهای اخیر درباره تاریخ مستندهای حیاتوحش، سؤالی از من پرسیده شد که در طول پانزده سال دوران پژوهشم، بارها با آن مواجه شدهام :«به نظر شما چه کسی جایگزین دیوید آتنبرو خواهد شد؟»
اکنون که آتنبرو با مستند اخیر خود در بیبیسی به نام «یک سیاره بی نقص» به مرور در حال پایان دادن به دوران کاری خود است، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح است. با این حال، هنوز هیچکس نتوانسته است جای او را در راس این هرم بگیرد. پاسخ کوتاه این سوال این است که هیچکس نمیتواند جای دیوید اتنبرو را بگیرد؛ زیرا که ساختار برنامههای حیاتوحش تلویزیون — حداقل در بریتانیا — بر محور او شکل گرفته است و با حذف او، همه چیز به بازتعریف و ابداعی دوباره نیاز پیدا خواهد کرد.
اینکه آتنبرو جایگزینناپذیر است، لزوماً ارتباطی به ویژگیهای فردی استثنایی او ندارد، بلکه تماماً مدیون مسیری است که او طی کرده تا به جایگاه پیشگام در تلویزیون حیاتوحش بریتانیا دست یابد. بدون شک، او قصهگویی مسحورکننده است؛ با این حال، آن چه ما امروز تحت عنوان تلویزیونِ حیاتوحش در بریتانیا میشناسیم، محصول روند و تکاملی چندینساله است که یکی از برامدهای آن، تثبیت مهارتها و سبکِ آتنبرو به عنوان «استاندارد طلایی» این ژانر، و تبدیل شدنِ خود آتنبرو به «ملکهی این کندو» بوده است.
آتنبرو کار خود را در بیبیسی از سال ۱۹۵۳ آغاز کرد. در آن زمان پیتر اسکات صدا و چهرهی طبیعت در تلویزیون بریتانیا بود. مجموعهی «نگاه» اسکات، برنامه شاخص بیبیسی و استانداردی بود که هر فیلمساز جوان حوزه حیات وحش آرزو داشت به آن برسد.
اسکات با مجموعه «نگاه»، برنامههای رادیویی را با افزودن تصویر به کلمات به تلویزیون برد. او در هر قسمت از این برنامه، کار فیلمبرداران آماتور حیات وحش را معرفی میکرد و خود بر روی آن شرحی آزاد و بداهه ارائه می داد. پس از آن وارد گفتوگویی نسبتاً محتاطانه با خود فیلمساز میشد.
در همان زمان، آتنبرو در حال تولید مجموعهی دنباله دار «جست و جوی باغ وحش» بود. این برنامههای داستانمحور و فیلمنامه دار، که بینندگان را به سفری ماجراجویانه برای کشف (حیات وحش) میبردند، تا پایان آن دهه به محبوبترین برنامههای حیاتوحش تلویزیون بریتانیا تبدیل شدند.
در سال ۱۹۶۵، آتنبرو مدیر شبکه بیبیسی دو شد. در سالهای بعد، واحد تاریخ طبیعی بیبیسی در بریستول شروع به تنوعبخشی به برنامههای خود کرد که یکی از راهبردهای آن، مراجعه به آتنبرو بود.
در ابتدا آتنبرو بهعنوان الگویی برای دیگران ظاهر شد. برای مثال واحد تاریخ طبیعی بیبیسی، جرالد دورل، طبیعتشناس معروف را برای شرکت در نسخههایی شبیه به برنامهی «جست و جوی باغ وحش» دعوت کرد؛ این برنامه دورل را در حال جمعآوری حیواناتی برای باغوحش جرزی دنبال میکرد. بعدها آتنبرو بهعنوان دست اندرکار حضور یافت، و تلاش شد تا «سبک ویژهی او» از لندن به بریستول منتقل شود، بهویژه عادت او در نوشتن دقیق متن گفتار برنامهها و توجه وسواس گونه اش به اینکه چگونه کلمات با تصاویر مطابقت داشته باشند.
آتنبرو در طول دوران مدیریت خود در بیبیسی از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۲، برنامههای تلویزیونی حیات وحش را به طور اساسی متحول کرد. او با کنار گذاشتن برنامه «نگاه»، ارتباط آماتوری با تاریخ طبیعت را قطع کرد و در عوض، از طریق برنامههایی مانند «حیات» (Life)، به همکاری با دانشمندانی روی آورد که روی رفتار حیوانات و فرگشت کار میکردند.
او همچنین استفاده از فیلمهای از پیش ضبط شده به جای پخش زنده را رواج داد، و مرحلهی پساتولید را به نقطه ای کلیدی در ساخت برنامههای تلویزیونی حیات وحش تبدیل کرد. اجراهای تصویری دقیق و کنترل شده، که متکی بر مهارت مجریان بود نیز میتوانستند بهطور هنرمندانه کنار هم قرار بگیرند و تأثیر ویژهای بر بینندگان ایجاد کنند.
زمانی که دیوید آتنبرو از سمت مدیریت خود در سال ۱۹۷۲ کناره گیری کرد تا به عنوان تهیه کننده مستقل با بیبیسی همکاری کند، فرهنگ ساخت برنامههای تلویزیونی حیات وحش چنان تغییر کرده بود که حضور در جایگاه محوریِ یک «مجری» برای او به مراتب سادهتر شده بود.
از لحظه ای که آتنبرو فعالیت خود را به عنوان تهیه کننده و برنامه ساز مستقل آغاز کرد، بیبیسی نقش فعالی در تبدیل و تثبیت او به صدا و چهرهی طبیعت در تلویزیون بریتانیا ایفا کرد. یکی از نخستین قراردادهای او با «واحد تاریخ طبیعی»، ضبط گفتار متن برای چندین قسمت از سریال فیلممحورِ بیبیسی به نام «دنیای پیرامون ما» (The World about Us) بود؛ مجموعهای که خود آتنبرو در سال ۱۹۶۷، زمانی که مدیر شبکه بیبیسی دو بود، آن را شروع کرده بود.
پس از آن در سال ۱۹۷۳، نوبت به سریال «به سوی شرق با آتنبرو» رسید. این مجموعه که در بورنئو ساخته شده بود، قرار بود آتنبرو را مجدد به مخاطبانش پیوند دهد. نقدهای مثبت، این مجموعه را «بازگشت فرزند گمشده ی تلویزیون حیات وحش» توصیف کردند. در سال ۱۹۷۷، آتنبرو راوی مجموعه هفتگی «حیات وحش در شبکه یک» شد که پخش آن تا سال ۲۰۰۵ ادامه یافت.
اما در نهایت با مجموعه «زندگی روی زمین» (۱۹۷۹) بود که رویکرد جدیدی در تولید برنامههای حیاتوحش شکل گرفت، رویکردی که به طور کامل بر اجرای آتنبرو متکی بود. آتنبرو با نگارش متنِ سریال و همکاریِ تنگاتنگ با تهیهکنندگان در بریستول، نقش محوریِ «نویسنده و مجریِ حیاتوحش» یا «راویِ قصهگویِ طبیعت» را برای خود خلق کرد.
در این جایگاه، او برای تهیه کنندگان کار نمیکرد؛ بلکه برعکس، آنها برای او کار میکردند و بستر تصویری لازم را برای اجرای داستانسرایانهی او مهیا میکردند. آتنبرو به خوبی میدانست که «زندگی روی زمین» جایگاه و اعتبار او را تثبیت خواهد کرد و به همین دلیل با هر قراردادی که قرار بود در نسخه آمریکاییِ برنامه، مجری دیگری را جایگزین او کند، مخالفت کرد.
دهههای بعد، عمدتاً با مستندهایی شکل گرفتهاند که بهطور کامل به حضور آتنبرو وابستهاند و محور اصلی آنها اجرای او بهعنوان راوی داستانهای حیاتوحش است. جایگزین کردن آتنبرو، نیازمند تغییر در شکل و سبکِ خود برنامههایی است که تولید خواهند شد.
همانطور که یک ملکهی زنبور جدید باید کندو را ترک کند و کلونی خود را بنا کند، برای آن که شخصیت دیگری ظهور کند و به جایگاهی مانند جایگاه دیوید آتنبرو در تلویزیونِ حیاتوحش دست یابد، برنامههای حیاتوحش باید بازآفرینی شوند و شیوههای متفاوتی برای نمایش طبیعت در تلویزیون پیدا شود.
اینکه این شیوهها چه خواهند بود، برای هیچکس روشن نیست. حدس من این است که احتمالاً شاهد مناظرِ باشکوهِ کمتری خواهیم بود و بازگشتی به تاریخ آماتوری طبیعت صورت گیرد؛ با برنامههایی واقعی تر و ملموستر و از نوعِ «حیاتوحش دم در خانه شما».
مستند «اقیانوس با دیوید اتنبرو» فیلم تحسین شده این سینماگر در نوزدهمین جشنواره «سینماحقیقت» روی پرده رفت.


