
مستند «هولاین در ایران» ساخته هادی آفریده، سعی میکند مخاطب را وارد مسیر پرپیچوخم بخش مهمی از تاریخ، فرهنگ و هنر ایران کند.
به گزارش هاشورنیوز به نقل از سوره سینما – فرزانه متین: هادی آفریده سه روایت دلنشین را در مستند ۵۵ دقیقهای «هولاین در ایران» روایت میکند: پیشینه شخص قوامالسلطنه و عمارت معروفش، تصمیم به ساخت موزه سفال و آبگینه و دعوت از هانس هولاین، معمار معروف اتریشی و در نهایت پیروزی انقلاب و دخلوتصرف در زمینهای مجاور و ساخت بنیاد فارابی.سکانس افتتاحیه مستند با کریستالهای لوستر بزرگ در عمارت قوامالسلطنه که به موزه تبدیل شده است، بهتدریج و با توجه به منابع شفاهی، تحقیقات ارزشمند و گفتوگو با مدیران سابق موزه، ما را وارد رازهای این عمارت تودرتو میکند.
برای تماشای مستند «هولاین در ایران» ساخته هادی آفریده در پلتفرم هاشور کلیک کنید.
قوامالسلطنه برای همه ایرانیان سیاستمداری آشناست. او با نوشتن فرمان مشروطه با خطی خوش، جای خود را میان دولتمردان باز کرد و تا زمان پهلوی دوم و در دوران مصدق، پنج بار نخستوزیر شد تا جایی که ملقب به حضرت اشرف شد. دوربین بهتدریج به عمارت محل سکونت و دفتر وی که در سال ۱۲۹۰ ساخته شد، میچرخد؛ عمارتی با معماری قاجار در خیابان قوام که امروزه آنجا را به نام خیابان سیتیر میشناسیم. گفته میشود وی بیش از سی سال در آن محل سکونت داشت و بعد از تغییر کاربری، آنجا به سفارتخانههای مختلف واگذار میشود. در سال ۱۳۵۵ دفتر فرح پهلوی آنجا را برای تبدیل به موزه سفال و آبگینه میخرد. با دعوت از هانس هولاین، معمار، شهرساز و نظریهپرداز معروف جهان، این عمارت در طول یک سال به یکی از موزههای خاص ایران تبدیل میشود.
هادی آفریده روایت اصلی خود را شروع میکند. دوربین او هویت دارد و تنها در خدمت داستان نیست. او در ابتدا ما را با هولاین آشنا میکند؛ معماری که با وسواس و دقتی مثالزدنی سعی میکند به معنا و هویت اشیا با توجه به تاریخ و قدمت ایران نزدیک شود. او تالارها را با توجه به قدمت ظروف شیشهای، سفالی و زرینفام در دو طبقه طراحی میکند و سرانجام این عمارت قدیمی را به یک مرکز فرهنگی پویا تبدیل میکند. آنچه در مستند دیده میشود، علاوه بر نریشن تأثیرگذار خانمی که به داستانهای پیدایش شیشه در بینالنهرین و ایران میپردازد، در برخی از بازسازیها و با توجه به آرشیو فیلمهای قدیمی، نشان میدهد که هولاین دست به تخریب هیچکدام از عناصر عمارت نمیزند، بلکه سعی میکند با فضاسازی، موزه را از طریق تصویر وارد ذهنیت ما کند.
به گفته مدیران سابق این موزه، گویا در همان درِ ورودی لابی این محل، سازهای به نام «شهر فرنگ» ساخته شده بود که هولاین آن را طراحی کرده بود تا بازدیدکنندگان بتوانند تصاویر را با کیفیت و جلوهای متفاوت تماشا کنند، اما بهتدریج، بعد از انقلاب و تغییر مدیریت موزه، این شهر فرنگ دیگر کار نکرد و از محل برداشته شد. همانطور که در مستند شاهد آن هستیم که چگونه گویهای سفالی و شیشهها از دل مناطق بینالنهرین کشف شدهاند، درمییابیم که هولاین با خواندن تاریخ آن دوران و با نگاهی به کاخهای هخامنشیان در مرودشت، سعی کرده برای تمام اشیا ویترینهایی با الهام از ستونهای آن محل بسازد. همچنین او از کعبه زرتشت در نقش رستم در تالارهای پایین استفاده کرده است؛ بهطوری که محو زیبایی این بخش از موزه میشویم. حالا دوربین آفریده نماهایی از طبقه بالا را میگیرد که جایگاه شیشهها و سفالینههای دوران اسلامی است. با توجه به سفالهای زرینفام که بسیار ارزشمند هستند، برای هر کدام ویترینی جداگانه در نظر گرفته میشود و با معماری دوران صفویه آنها را نشان میدهد.
همهچیز برای افتتاحیه آماده شده است، اما با پیروزی انقلاب اسلامی، افتتاحیه موزه دو سال عقب میافتد و هولاین هم برای افتتاح شاهکارش به ایران نمیآید. در این بخش از مستند، کارگردان به تأثیرات انقلاب بر این موزه میپردازد. هرچند در سال ۱۳۵۹ موزه افتتاح میشود، اما قاب او زاویههایی را به ما نشان میدهد که از آن بیخبر بودیم؛ روایتهایی که عمدتاً بر اساس گفتههای مدیران موزه در سالهای بعد از انقلاب شکل گرفته است.
از آنجا که موزه در زمینی به وسعت هفت هزار متر مربع قرار داشت، هرکدام از مسئولان در اوایل انقلاب درصدد تصاحب بخشی از آن بودند. در اوایل دهه ۶۰، به سرکردگی شخصی به نام طبی، افرادی پیدا میشوند که میگویند اینجا خانه طاغوت است و باید تبدیل به کتاب نهجالبلاغه شود. در نهایت، معاونان وزارت ارشاد ۲۰۰ متر زمین (آمفی تئاتر) در اختیار آنها قرار میدهند و آنها مسجدی، بدون توجه به معماری اسلامی، در کنار موزه میسازند .
در سال ۱۳۶۲ که سیدمحمد بهشتی نخستین رئیس بنیاد فارابی میشود، او و همکارانش دست روی زمین این موزه میگذارند و بخشی از زمین آنجا را میگیرند. پیش از آن، فرهنگسرای نوبهار که شامل کتابخانهای بزرگ و تالار نمایش بود و چندین تئاتر نیز در آنجا اجرا شده بود، در این محل فعالیت میکرد، اما بنیاد فارابی به جای آن تأسیس میشود.
برای تماشای مستند «هولاین در ایران» ساخته هادی آفریده در پلتفرم هاشور کلیک کنید.
عمارت قوامالسلطنه دیگر تنها موزه سفال و آبگینه نیست؛ بخشی از آن تبدیل به مسجد شده و بخش دیگر نیز در اختیار بنیاد فارابی قرار گرفته است. هادی آفریده در این مستند، با رعایت توالی زمانی، بهخوبی توانسته از دوران قاجار تا به امروز، تاریخ شکلگیری این موزه پربازدید در ایران را نشان دهد. او در کنار روایت معماری و تاریخ موزه، سرگذشت آدمهایی را نیز روایت میکند که هرکدام در دورهای بر سرنوشت این بنا تأثیر گذاشتهاند.
هولاین، مردی که این همه زحمت برای ساخت موزه در یک عمارت کشید، هرگز نتوانست ماحصل کارش را ببیند. او معتقد بود: «ویترینها، تابوتی برای اشیاء نیستند.» با بازدید از موزه بهخوبی پی به این گفتار میبریم. او در واقع موزهای را ساخت که اشیای آن با ظرافت در ویترینهایی به نمایش درآمدهاند که اشتیاق مخاطب را دوچندان میکنند و برای ما ایرانیان، گنجینهای ارزشمند از خود بر جای گذاشت.




