آیا تماشای مستندهای سالهای اخیر ما را از جستجو برای یافتن جسارت و نوآوری در سینمای مستند مایوس میکند؟
به گزارش هاشور نیوز به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، امیرهادی ملک اسماعیلی:
بزرگ بود و با تمام افق های باز نسبت داشت (سهراب سپهری)
در سالهای اخیر یک سوال در ذهن بسیاری از ما دوستداران سینمای مستند تکرار میشود: چرا کمتر با فیلمی مستند با عبور از مرزهای مرسوم و جسور روبرو هستیم و کمتر فیلمسازی در ساخت موضوع بدیع موفق است؟
نگاه نو به یک موضوع هرچند پیش و پا افتاده تا استفاده فنی از روایت برای هنر مخصوصا فیلم مستند ناگزیر است. تماشاگر که از روایت های مرسوم و تکراری خسته شده، دست کم در سینمای مستند بر خلاف سینمای داستانی، به دنبال نوآوری و جسارت است.
تماشاگر (عام و خاص) سینمای جسورانه و نوآورانه را با علاقه دنبال میکند، برخی از این فیلمهای جسور تا سالها زنده و با طراوت می ماند و رنگ کهنگی نمی بیند، اما بگذارید با تاکید بنویسم فقط و فقط برخی از این آثار جسور و بدیع، جذاب هستند، چرا ؟
از فکر و اندیشه شروع کنیم. سوالی که ابتدا شروع و به تحقیق می رسد . این سوال باید بدیع باشد، اما اگر فیلمساز دانش و آگاهی به شروع آن یعنی مرحله های تحقیق کتابخانه یا میدانی نداشته باشد، یعنی نداند چه بخواند؟ کجا برود یا با چه اشخاص درگیر شود تا جواب منطقی و قابل قبول سوال را پیدا کند الکن و نارسا است.
فیلمساز در خلق فیلم مستند با این پشتوانه حتما باید به ابزار فنی مسلط باشد تا بداند چگونه از آن استفاده ببرد. شیوه مرسوم و خلاقانه آن مثلا از آرشیو و… بداند، باید بیشتر و بیشتر فیلم دیده باشد. آثار هنری را به خوبی شناخته و درک کند . مهمتر این است که روایت شخصی خودش را از آثار هنری حتی فیلم داشته باشد، اگر این ابزار درست به کار برده شود. تماشاگر خسته از تکرار را به شفعف و همراهی می کشاند و گرنه فیلمی بی معنا وسخت و به نظرم مرده میسازد به کاری نمیآید، در طول این سالها کمتر اثری این چنین بوده است، مسئله سرمایه و حمایت تولید تا نمایش موضوع مهمی در خلق هنرمندانه و جسورانه است. سرمایهگذار یا تهیه کننده دولتی یا خصوصی باید بداند این نوع فیلم ها ماندگارتر و جذابتر هستند. کارهای خلاقانه و جسور معمولا کمتر رغبت سرمایه گذاری به ویژه در بخش خصوصی دارند.
درست است که هیچ گرامری برای خلق اثر بدیع هنری وجود ندارد. می شود خیلی قواعد را دور انداخت؛ صرف نظر یا آنها را دگرگون کرد، اما حتما دانش و تسلط می خواهد که فرم کلیشه و مرسوم را بشناسی بعد آن را تغیر دهی. در غیر این صورت تماشاگر بیشتر از جذابیت خلق با یک اثر کج و معوج در روایت روبرو میشود.
در روایت میتوان کلاسیک جلو رفت، اما با توجه به موضوع بکر، میتوان ساختار را تغییر داد و نو کرد. اما باید تماشاگر حتی مخاطب جدی یا عام آن نوآوری و جسارت را بپذیرد، به امید استمرار تولید و نمایش فیلم های خلاقانه، در آخر نقل قولی از سید فیلد را ذکر میکنم که با آن آشنا هستید. « اول فوت وفن کار را یاد بگیر بعد آن را دور بیانداز»
بیا فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو در اندازیم …(حافظ)


