News, بلاگ هاشور, نقد

نگاهی به مستند «درختان کهنسال ایران»؛ قصه درختانی که قرن‌ها ایستاده‌اند

نگاهی به مستند «درختان کهنسال ایران»؛ قصه درختانی که قرن‌ها ایستاده‌اندبه گزارش هاشورنیوز به نقل از فرزانه متین، روزنامه اعتماد: ایران، سرزمینی است که از هزاران سال گذشته گستره‌ای وسیع از گونه‌های گیاهی را در خود جای داده است؛ سرزمینی که در گوشه ‌و کنار آن درختانی وجود دارند که شاید پیش از شکل‌گیری تمدن در این سرزمین ریشه دوانده‌اند و زاد و ولد و مرگ انسان‌ها، آمد و رفت امپراتوری‌ها، بزرگ و کوچک شدن قلمروها و بسیاری از اتفاقات تاریخی را دیده‌اند، اما همچنان پابرجا به رویش خود ادامه داده‌اند. مستند «درختان کهنسال ایران» که این روزها در اکران آنلاین برای مخاطبان قابل دسترس است، پرده از طبیعتی برمی‌دارد که گاه قدمتش از حافظه مکتوب انسان‌ها نیز بیشتر است.

برای تماشای مستند «درختان کهنسال ایران» در پلتفرم هاشور کلیک کنید.

حمید کریلی در مقام کارگردان، محقق، نویسنده و حتی تصویربردار، به دلیل علاقه شخصی‌اش که به سالیان دور بازمی‌گردد، تلاش کرده مستندی بسازد که نه‌تنها برای افرادی که به طبیعت، درختان و محیط‌زیست علاقه‌مند هستند، بلکه برای بسیاری از مخاطبانی که آگاهی چندانی نسبت به این درختان قدیمی ایران‌زمین ندارند نیز جذاب باشد. او در این مسیر صرفا به معرفی چند درخت کهنسال بسنده نکرده و تلاش کرده مخاطب را با بخشی از تاریخ طبیعی این سرزمین مواجه کند؛ تاریخی که معمولا در روایت‌های رسمی کمتر به آن پرداخته شده است. گوینده این روایت واقعی، شهاب حسینی است؛ انتخابی که به نظر می‌رسد نشان از دقت کارگردان برای برقراری ارتباط با مخاطب دارد. استفاده از صدای یک هنرمند حاذق، دوست‌داشتنی و محبوب، باعث شده روایت فیلم برای مخاطب غریبه نباشد. حسینی نیز بدون آنکه بخواهد بیش از اندازه بر متن و تصاویر غلبه کند، از پس این نقش برآمده است. صدای او در کنار متن شاعرانه فیلم، حال‌ و هوایی تأمل‌برانگیز ایجاد می‌کند و به مخاطب فرصت می‌دهد با ریتمی آرام‌تر وارد جهان درختان شود.
باتوجه به اینکه گونه‌های درختان در ایران بسیار گسترده است، کریلی به دلیل محدودیت زمانی مستند، به معرفی شش گونه درخت پرداخته است؛ فیلمی که تقریبا از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ وارد فاز تولید شده است. دوربین او در این مسیر به سراسر ایران سرک کشیده و به استان‌ها و آبادی‌های مختلف رفته است. دوربین در این مستند صرفا ابزاری برای ثبت تصاویر نیست، بلکه خود دارای هویتی مستقل است؛ هویتی که البته از روایت جداشدنی نیست. هر دو در خدمت یکدیگرند و همین همراهی باعث شده طبیعت در فیلم تنها یک پس‌زمینه برای روایت نباشد، بلکه به یکی از شخصیت‌های اصلی آن تبدیل شود.
قصه «درختان کهنسال ایران» به شش گونه درخت ازجمله ارس، سرو «زیبای آزاد»، بنه «معشوق مهجور»، گردو «بخشنده خوش‌رو»، چنار «سایه‌سار نگار» و نوش «رعنای خاموش» سر می‌زند و در استان‌ها و آبادی‌های مختلف، ویژگی‌های هر یک از این درختان را باتوجه به انواع گوناگون‌شان در قاب تصویر به نمایش می‌گذارد. درخت در اینجا تنها یک گونه گیاهی نیست، بلکه موجودی است که برای آن شخصیت و هویت درنظر گرفته می‌شود.

نگاهی به مستند «درختان کهنسال ایران»؛ قصه درختانی که قرن‌ها ایستاده‌اند
حمید کریلی معتقد است که درختان به نوعی دارای خودآگاهی هستند. فارغ از اینکه مخاطب با این نگاه تا چه اندازه موافق باشد، زمانی که فیلم را می‌بیند با مجموعه‌ای از حقایق و واقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که پیش از آن از آنها اطلاعی نداشته است. شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلم نیز همین باشد که تماشای آن می‌تواند حس کنجکاوی مخاطب را برانگیزد؛ اینکه بعد از پایان فیلم، تماشاگر بخواهد درباره تاریخ گیاهان و درختان ایران بیشتر بداند و حتی به سراغ درختانی برود که سال‌ها در نزدیکی محل زندگی‌اش وجود داشته‌اند اما هیچ‌گاه به قدمت و اهمیت‌شان فکر نکرده است. در واقع کارگردان با این مستند ۱۱۱ دقیقه‌ای دست مخاطب را می‌گیرد و او را وارد جهانی می‌کند که سال‌ها پیش از او وجود داشته و احتمالا سال‌ها پس از او نیز به حیات خود ادامه خواهد داد. این نگاه زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم انسان معمولا تاریخ را از زاویه خودش روایت کرده است؛ جنگ‌ها، پادشاهان، سیاستمداران، شهرها و بناها بخش مهمی از تاریخ مکتوب را تشکیل داده‌اند، اما درختان نیز در تمام این سال‌ها شاهد خاموش همین اتفاقات بوده‌اند. آنها حرف نمی‌زنند، اما ماندگاری‌شان می‌تواند نوع دیگری از روایت تاریخی را پیش روی ما بگذارد.
یکی از مواردی که کریلی برای جذاب‌تر کردن مستندش استفاده کرده، در کنار گفت‌وگو با افراد حاذق و دارای مسوولیت، صحبت‌های افراد محلی است؛ افرادی که در هر منطقه داستان‌ها و روایت‌هایی را نقل می‌کنند که بی‌شک بخشی از تاریخ شفاهی یک سرزمین را شکل می‌دهند.
شاید بسیاری از این روایت‌ها جایی ثبت و ضبط نشده باشند، اما سینه به سینه منتقل شدن آنها باعث شده پیوندی میان تاریخ و واقعیت شکل بگیرد.
از همان زمانی که تاریخ توسط مورخان به نگارش درآمد، نقل قول‌های چهره به چهره یا همان روایت‌های سینه به سینه، به‌خصوص پیش از آغاز صنعت نشر، نقش مهمی در انتقال اطلاعات و خاطرات داشته‌اند. فیلم نیز از همین ظرفیت استفاده می‌کند و به روایت‌های محلی اجازه می‌دهد در کنار اطلاعات علمی و تاریخی قرار بگیرند.
ازسوی دیگر، فیلم در مواجهه با درختان، آنها را صرفا به عنوان عناصر طبیعی و بخشی از جغرافیای ایران معرفی نمی‌کند، بلکه به آنها وجهی انسانی می‌دهد. این نگاه شاعرانه، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از اندازه احساسی به نظر برسد، اما در ساختار کلی فیلم کمک می‌کند سوژه‌ای که در نگاه اول شاید برای بسیاری از مخاطبان خشک و تخصصی به نظر برسد، به موضوعی قابل لمس تبدیل شود.  «درختان کهنسال ایران» درنهایت درباره درختان است، اما در لایه‌ای عمیق‌تر درباره حافظه، زمان و ماندگاری نیز حرف می‌زند؛ درباره موجوداتی که بدون آنکه در هیچ جنگی شرکت کرده باشند یا در هیچ کتاب تاریخی نامشان ثبت شده باشد، شاهد بخش بزرگی از تاریخ این سرزمین بوده‌اند. شاید یکی از جذاب‌ترین نکات فیلم همین باشد که مخاطب پس از تماشای آن، دیگر به یک درخت کهنسال فقط به چشم یک درخت نگاه نکند.
درنهایت تماشای این مستند با صدای خاص و دلگرم‌کننده شهاب حسینی، همراه با متنی شاعرانه و ارایه اطلاعاتی که تاکنون مهجور مانده است، خالی از لطف نیست.
«درختان کهنسال ایران» یادآوری می‌کند که تاریخ فقط آن چیزی نیست که در کتاب‌ها نوشته شده است؛ گاهی کافی است کمی به اطرافمان نگاه کنیم تا بخشی از تاریخ را در قامت یک درخت، با ریشه‌هایی عمیق در خاک و شاخه‌هایی رو به آسمان، ببینیم.

برای تماشای مستند «درختان کهنسال ایران» در پلتفرم هاشور کلیک کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *