
مینا قاسمی زواره کارگردان مستند «کد ۷۰۰» که این روزها در گروه سینمایی «هنر و تجربه» اکران شده میگوید: صبوری و سکوت خانواده شخصیت اصلی فیلمش، او را مصمم کرده روایتگر ماجرای امیرحسین باشد.
به گزارش هاشورنیوز به نقل از خبرگزاری ایلنا، مینا قاسمی زواره کارگردان مستند «کد ۷۰۰» گفت: مستند «کد ۷۰۰» اثری است که در زمان جنگ ۱۲ روزه ساخته شده و یک خانواده را روایت میکند که بیش از دو هفته در معراج شهدا به دنبال پیکر پسرشان هستند که شهید شده اما پیکر ایشان را پیدا نمیکنند. با توجه به اینکه جنگ دوازده روزه یک اتفاق تاریخی تازه و نوعی رویارویی جدیدی با جنگ بود ما سعی کردیم این برهه تاریخی را ضبط کنیم و آن را تبدیل به سندی تاریخی کنیم.
قاسمی خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط ما با محدودیتهای بسیاری روبرو بودیم. به جاهای مختلفی سر زدیم، کشور به لحاظ امنیتی دچار شوک و محدودیت بود و به همین دلیل دست و بال ما هم برای پرداختن به این موضوع تا حد زیادی بسته بود. ما به جاهای مختلفی برای فیلمبرداری رجوع کردیم که امکان ضبط نبود تا اینکه به معراج شهدا هدایت شدیم و با تمهیداتی توانستیم آنجا این مستند را بسازیم.
وی افزود: ایده «کد ۷۰۰» در همان معراج شهدا شکل گرفت، تصاویری در آنجا ضبط کردیم که برای اولین بار منتشر میشود و میتوانم بگویم که از جنگ ۱۲ روزه فقط همین مستند «کد ۷۰۰» است که این تصاویر را دارد. ما با خانوادههای بسیاری صحبت کردیم، خانوادههایی که عزیزانشان جزو نیروهای یگان ویژه بودند و در نهایت به خانوادهای رسیدیم که تنها پسرشان در این نیروها بوده و به شهادت رسیده است. این فرد تنها کسی بود که از این خانواده کاری نظامی داشت و آنها هم به او افتخار میکردند اما این فرد در بمبارانی که صورت گرفته بود به شهادت رسیده بود و متأسفانه پیکرش پیدا نمیشد.
این کارگردان در ادامه گفت: به دلیل پیدا نشدن پیکر این شهید، متأسفانه حتی در محل زندگی خانوادهاش که در یک شهرستان است حرف و حدیثهای زیادی پشت سر او مطرح میشد حتی حرفها و شایعاتی به وجود آمده بود که او احتمالاً آنجا نبوده یا حتی شاید جاسوس بوده و فرار کرده چون باورپذیر نیست که پیکر یک نفر که در محل بمباران شده حضور داشته اصلاً پیدا نشود مگر اینکه موشک مستقیماً به او برخورد کرده باشد. حتی چنین حواشی برای این خانواده به وجود آمده بود.
کارگردان این مستند درباره ویژگیهای دراماتیک موقعیت پیشآمده برای سوژه «کد ۷۰۰» گفت: وقتی با این سوژه روبرو شدیم اولین نکته دربارهاش این بود که اثری از این شهید نیست، این نکته عجیبی بود و حتی هیچکدام از قطعات بدن افراد شهید شده که بررسی میشد متعلق به ایشان نبود. خانوادهای که در این فیلم قصه تلخشان روایت میشود واقعاً افرادی معتقد، محجوب، باشکوه و صبور بودند، از فرزندشان فقط یک کوله پیدا شده بود و همه میدانستیم که او شهید شده و به همین دلیل بیش از هر چیز مسیر پیگیریهای این خانواده را دنبال کردیم و سعی کردیم از کنار مواردی مثل همین حرفها و حدیثهای پیش آمده هم نگذریم اما آنها را در فیلم چندان پر رنگ نکردیم چون قطعاً موجب آزردگی و ناراحتی خانواده میشد و ما برای مراعات حال ایشان این موضوع را که هر چند یک مسئله مهم اجتماعی بود را پر رنگ نکردیم.
وی افزود: نکته دیگر این است که پرداختن بیش از حد به حواشی پیش آمده ما را از درام اصلی اثر دور میکرد، آنچه که برای «کد ۷۰۰» اهمیت داشت صبوری و وقار این خانواده بود، انتظار این خانواده برای پیدا شدن فرزندشان اشارهای غیرمستقیم به خانوادههایی داشت که از جنگ هشتساله به مدت ۲۰ تا ۴۰ سال منتظر فرزندانشان ماندند و بسیاری از آنها هیچگاه فرزندشان را ندیدند. ما ۲۰ روز انتظار یک خانواده برای پیدا شدن پیکر فرزندشان را روایت کردیم که فکر میکنم به خودی خود این موضوع میتواند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و آن مسائل حاشیهای مثل حرف و حدیثهای پیش آمده هم به حدی در فیلم گنجانده شد که فکر میکنم کافی بود و مخاطب منظور ما را از پرداختن به آن مسائل میفهمد.
قاسمی در ادامه گفت: متأسفانه پیکر فرزند این خانواده پیدا نمیشد و آنها تمام پیگیریهای لازم را انجام دادند تا حداقل تکهای از پیکر این شهید پیدا شود و افرادی که حرفها و شایعات را دنبال میکردند دیگر آن حواشی را نادیده بگیرند و باور کنند که او فرار نکرده بلکه به شهادت رسیده است.
این کارگردان خاطرنشان کرد: ما در مرحله اول قصد داشتیم فیلمبرداری را در سطح شهر انجام دهیم و حال و هوای شهر، میزان تحمل مردم و موشکهایی که به خانهها برخورد میکردند را روایت کنیم، به نظرم شهر فضای خاصتری داشت اما محدودیتها این امکان را از ما گرفته بود که در سطح شهر فیلمبرداری کنیم. به هر حال به دلیل شهادت یکی از آشنایانمان به معراج شهدای بهشت زهرا رفتیم و آنجا واقعاً وضعیت خاصی را شاهد بودیم. امکان فیلمبرداری آنجا هم وجود نداشت، من بارها درباره اینکه چرا فیلمبرداری میکنم به نهادهای مختلف امنیتی توضیح دادم، تصورم این بود که فیلمبرداری این اثر یک یا دو روز طول میکشد اما ۱۵ روز درگیر فیلمبرداری شدیم و کار واقعاً سختی بود. به دلیل تعدد نهادهایی که مانع فیلمبرداری ما میشدند زمان زیادی صرف شد تا به ثبات رسیدیم و ما را شناختند و اجازه فیلمبرداری دادند اما چالش بعدی این بود که برخی خانوادهها به ما اعتماد نداشتند و بعد از دیدن دوربین از ما میخواستند که فیلمبرداری نکنیم یا در روزهای اول مجبور شدیم هر آنچه ضبط کردهایم را حذف کنیم.
وی افزود: خیلی از افرادی که در معراج شهدا حضور داشتند تمایلی نداشتند که فیلمی از آنها ضبط شود، برخی اتفاقاً عکس این نظر را داشتند، از فیلمبرداری ما استقبال میکردند و از ما میخواستند فیلم بگیریم و بعد آنچه که ضبط شده را به آنها بدهیم که ما علاوه بر فیلمبرداری بخشهای مربوط به مستند «کد ۷۰۰» تصاویر بسیاری ضبط کردیم و برای خانوادهها ارسال کردیم.
قاسمی با اشاره به اهمیت ثبت لحظات تاریخی در سینمای مستند، گفت: شهید مرتضی آوینی در زمان جنگ هشتساله تلاش میکرد تا وقایع را ثبت کند و همین تصاویری که ایشان به ثبت رساند ماندگار شد. احتمالاً هیچ طرح و ایدهای وجود نداشته و در آن شرایط مسیری که در پیش بوده همه چیز را مشخص میکرده و ما هم همین مسیر را پیش رفتیم، قصد ما ثبت این روزها برای آیندگان بود و این کار را انجام دادیم و در نهایت به مستند «کد ۷۰۰» رسیدیم. جالب است بگویم که ما اصلاً فکر نمیکردیم یا مطمئن نبودیم که کار نهایی شود، جو ملتهبی وجود داشت و برایم قابل تصور نبود که به خروجی سینمایی برسیم که کمکم با پیگیریهای انجام شده به سوژه رسیدیم و توانستیم روایت آن را به سرانجام برسانیم.
این کارگردان در پایان درباره اکران مستند در گروه هنر و تجربه گفت: اکران «کد ۷۰۰» اولین تجربه من برای اکران در گروه هنر و تجربه است و نمیتوان خیلی زود آن را قضاوت کنم اما باید بگویم که هنر و تجربه یک فرصت خوب برای سینمای هنری و مستند است، اثرگذاری آن بر سینمای ایران کاملاً مشهود است و من این گروه را ظرفیت ارزشمندی در سینمای کشورمان میدانم که امیدوارم با تمهیداتی بتوانند مخاطبان بیشتری را به سینما بیاورند و فیلمهای هنری با کیفیت این مسیر را تقویت کنند چون واقعاً ما فرصت دیگری برای اکران نداریم و باید خودمان از این سینما حمایت کنیم تا امکان حیات داشته باشد.


