News, بلاگ هاشور, نقد

میراث یک استاد/ یادداشت «سازندگی» درباره «این صحنه خانه من است»

میراث یک استاد/ یادداشت «سازندگی» درباره مستند «این صحنه خانه من است»

آریان رضایی کارگردان «این صحنه خانه من است» بیش از آنکه بخواهد قضاوت خود را به مخاطب تحمیل کند، فرصت می‌دهد شخصیت اصلی و آدم‌های نزدیک به او حرف بزنند. شاید همین انتخاب باعث شده فیلم، بیش از آنکه یک مستند پرتره باشد، به سندی درباره بخشی از تاریخ معاصر تئاتر ایران تبدیل شود.

 

به گزارش هاشورنیوز به نقل از روزنامه سازندگی، فرزانه متین- مستند «این صحنه خانه من است» که اکران آنلاین خود را مدتییست آغاز کرده، هفتمین مستند از مجموعه «وقفه‌ها» است؛ مجموعه‌ای که علاقه‌مندان با مراجعه به صفحه اصلی سایت هاشور می‌توانند به سایر فیلم‌های آن، شامل «جادونویس»؛ زندگی تئاتری نغمه ثمینی، «بازی‌نویس»؛ زندگی تئاتری محمد رضایی‌راد، «رویای ناتمام»؛ زندگی تئاتری حمید پورآذری، «مرگ در حمام بنفش»؛ زندگی تئاتری حسین کیانی، «کمدی‌نویس»؛ زندگی تئاتری کوروش نریمانی و «در مضار توتون»؛ زندگی تئاتری محمدحسن معجونی، به نویسندگی و کارگردانی آریان رضایی نیز دسترسی پیدا کنند.

برای تماشای مجموعه «وقفه‌ها» در پلتفرم هاشور کلیک کنید.

این مستند ۷۸ دقیقه‌ای به زندگی کاری و حرفه‌ای «افسانه ماهیان»، از بازیگران و کارگردانان نام‌آشنای تئاتر در دو دهه اخیر، می‌پردازد؛ اما آنچه این فیلم گفت‌وگومحور را متمایز کرده، آن است که از دل گفت‌وگوهای افسانه ماهیان، زنی بااراده و دارای پشتکار، ادای دینی به استاد حمید سمندریان (۱۳۱۰-۱۳۹۱) شکل گرفته است. نام مستند نیز برگرفته از کتابی به همین نام است؛ کتابی که حاصل زندگی، اندیشه و آثار حمید سمندریان است و به گردآوری افسانه ماهیان منتشر شده است. نقطه قوت این مستند را باید زنده نگه داشتن نام استاد بی‌بدیل تئاتر ایران دانست؛ هنرمندی که تأثیرش بر نسل‌های مختلف تئاتر ایران را نمی‌توان نادیده گرفت و ماهیان نیز علاوه بر سال‌ها فعالیت در عرصه بازیگری و کارگردانی، بخشی از این میراث را با جمع‌آوری و ثبت خاطرات، اندیشه‌ها و آثار او حفظ کرده است. شاید به همین دلیل است که «این صحنه خانه من است» فقط یک روایت از زندگی حرفه‌ای یک هنرمند نیست و در لایه‌های زیرین خود، به بخشی از تاریخ شفاهی تئاتر معاصر ایران نیز تبدیل می‌شود. اگر کناب را مطالعه کرده باشید ، درمی‌یابید لحن گفت‌وگوها به‌گونه‌ای است که هم برای مخاطب حرفه‌ای جذاب است و هم برای علاقه‌مندان به زندگی‌نامه هنرمندان و چهره‌های شناخته‌شده. فیلم تلاش نمی‌کند با استفاده از تصاویر پرزرق‌وبرق یا ساختارهای پیچیده، زندگی ماهیان را بزرگ‌نمایی کند؛ بلکه اجازه می‌دهد شخصیت اصلی از مسیر خاطرات، تجربه‌ها و نگاهش به تئاتر، خودش را به مخاطب معرفی کند. همین سادگی در روایت، یکی از ویژگی‌هایی است که فیلم را قابل‌دنبال‌کردن می‌کند.
از سوی دیگر، آریان رضایی با تمرکز بر زندگی حرفه‌ای افسانه ماهیان، نشان داده است که علیرغم محدودیت‌ها، می‌توان با صبر، تمرکز، پشتکار و تسلط، به یکی از زنان پیشرو در زمینه تئاتر تبدیل شد. مسیر حرفه‌ای ماهیان مسیری هموار و بدون مانع نبوده و فیلم در خلال صحبت‌های او، تصویری از دشواری‌های فعالیت مستمر در تئاتر ارائه می‌دهد؛ عرصه‌ای که هنرمند برای ماندن در آن، تنها به استعداد نیاز ندارد و استمرار، شناخت، تجربه و توانایی ایستادگی در برابر شرایط نیز اهمیت زیادی پیدا می‌کند. با به تصویر کشیدن سکانس‌هایی از تئاترهایی که به کارگردانی ماهیان اجرا شده‌اند، مخاطب با کارگردانی چیره‌دست و مسلط آشنا می‌شود. این تصاویر به گفت‌وگوهای فیلم جان بیشتری می‌دهند و اجازه می‌دهند مخاطب فقط شنونده خاطرات ماهیان نباشد، بلکه بخشی از کارنامه هنری او را نیز روی صحنه ببیند. در واقع، حضور این تصاویر آرشیوی باعث می‌شود روایت از شکل یک زندگی‌نامه صرف فاصله بگیرد و به سمت معرفی جهان هنری ماهیان حرکت کند.
در این میان، شاید مهم‌ترین ویژگی «این صحنه خانه من است» این باشد که افسانه ماهیان تنها درباره خودش حرف نمی‌زند. هر بار که از مسیر کاری، تجربه‌های تئاتری یا نگاهش به هنر سخن می‌گوید، بخشی از آدم‌هایی که در این مسیر با آنها مواجه شده نیز در روایت او حضور پیدا می‌کنند. از همین زاویه، فیلم را می‌توان روایتی درباره نسل و دوره‌ای از تئاتر ایران دانست؛ دوره‌ای که هنرمندان بسیاری در شکل دادن به جریان تئاتر معاصر نقش داشته‌اند و بخشی از تجربه‌های آنها هنوز در حافظه شفاهی همکاران و شاگردانشان باقی مانده است. حضور نغمه ثمینی و منوچهر شجاع نیز به همین دلیل اهمیت دارد. روایت زندگی یک هنرمند، زمانی از یک خاطره‌گویی شخصی فراتر می‌رود که شاهدان و همراهان آن مسیر نیز بتوانند تصویری از شخصیت حرفه‌ای او ارائه دهند. این دو نفر در کنار افسانه ماهیان، بخشی از فضای حرفه‌ای و مناسبات هنری او را برای مخاطب روشن می‌کنند و باعث می‌شوند تصویر ارائه‌شده از ماهیان، تنها متکی بر روایت خودش نباشد. از سوی دیگر، انتخاب عنوان «این صحنه خانه من است» نیز عنوانی معنادار برای چنین مستندی است. برای هنرمندی که بخش مهمی از زندگی خود را در صحنه تئاتر سپری کرده، صحنه تنها محل اجرای یک نمایش نیست؛ بخشی از هویت و زندگی اوست.

شاید بتوان گفت عنوان فیلم، خلاصه‌ای از رابطه ماهیان با تئاتر و از همه مهم‌تر رابطه شاگرد و استادی( حمید سمندریان)  است؛ رابطه‌ای که در آن صحنه، خانه‌ای برای زیستن، تجربه کردن، آموختن و ادامه دادن است.

نکته دیگری که در این مستند اهمیت دارد، توجه به نقش زنان در تئاتر معاصر ایران است. افسانه ماهیان در طول سال‌های فعالیت خود تنها به عنوان بازیگر شناخته نشده و در مقام کارگردان نیز حضور جدی داشته است. روایت او از این مسیر، به شکل غیرمستقیم تصویری از حضور زنان در فضای حرفه‌ای تئاتر ارائه می‌دهد؛ زنانی که برای تثبیت جایگاه خود، علاوه بر توانایی هنری، نیازمند پشتکار و ایستادگی بوده‌اند.

در نهایت، «این صحنه خانه من است» را می‌توان مستندی درباره یک هنرمند و در عین حال درباره حافظه یک نسل از تئاتر ایران دانست. فیلم با تکیه بر گفت‌وگو، تصاویر اجراها و روایت‌های شاهدان، تلاش می‌کند بخشی از این حافظه را ثبت کند؛ حافظه‌ای که اگر ثبت نشود، ممکن است با گذشت زمان و از میان رفتن نسل‌های مختلف هنری، بخش‌هایی از آن نیز از بین برود. در واقع دوربین در این مستند کاملاً بی‌طرف است و آنچه مخاطب می‌بیند، حاصل گفت‌وگوهای افسانه ماهیان، نغمه ثمینی و منوچهر شجاع است. آریان رضایی در جایگاه کارگردان، بیش از آنکه بخواهد قضاوت خود را به مخاطب تحمیل کند، فرصت می‌دهد شخصیت اصلی و آدم‌های نزدیک به او حرف بزنند. شاید همین انتخاب باعث شده «این صحنه خانه من است» در نهایت بیش از آنکه صرفاً یک مستند پرتره باشد، به سندی درباره بخشی از تاریخ معاصر تئاتر ایران تبدیل شود؛ سندی که هم زندگی حرفه‌ای افسانه ماهیان را روایت می‌کند و هم بار دیگر نام حمید سمندریان و تأثیر ماندگار او بر تئاتر ایران را به یاد مخاطب می‌آورد.

برای تماشای مستند «این صحنه خانه من است» در پلتفرم هاشور کلیک کنید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *