News, بلاگ هاشور

دماوند، تلاقی اسطوره و تاریخ در آینه سینمای فرهاد ورهرام

دماوند، تلاقی اسطوره و تاریخ در آینه سینمای فرهاد ورهرام

مستند از آلپ تا دماوند ساخته فرهاد ورهرام، تاریخ، اسطوره، فرهنگ و طبیعت دماوند را بررسی می‌کند و از اهمیت حفاظت از این میراث طبیعی و فرهنگی می‌گوید.

 

به گزارش هاشورنیوز به نقل از روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، محمد ناصری راد: در چهاردهمین شب روایت و تصویر گالری سروناز، یکشنبه شب نوزدهم مهرماه، مستند «از آلپ تا دماوند» ساخته فرهاد ورهرام با حضور این مستندساز و جمعی از هنرمندان و هنردوستان شیرازی به نمایش درآمد. فیلمی که کوه را از محدوده جغرافیا و طبیعت فراتر می‌برد و آن را در پیوند با تاریخ، اسطوره، ادیان، فرهنگ مردمی و حافظه تمدنی انسان به تماشا می‌گذارد. دماوند در این اثر صرفاً یک عارضه طبیعی یا بلندترین قله ایران نیست، بلکه به مثابه موجودیتی تاریخی و فرهنگی ظاهر می‌شود که در طول قرن‌ها، تخیل جمعی، باورهای مذهبی، روایت‌های اسطوره‌ای، مطالعات علمی و تجربه زیسته مردمان پیرامون خود را در خویش انباشته است.

فیلم از همان آغاز، با طرح مسئله کوه و جایگاه آن در ادیان و معابد، مخاطب را به قلمرویی می‌برد که طبیعت در آن واجد معنایی فراتر از حضور مادی خود است. کوه در بسیاری از فرهنگ‌ها جایگاه نیایش، مکاشفه، عروج و مواجهه انسان با امر قدسی بوده است. این مقدمه، زمینه‌ای مفهومی برای ورود به جهان دماوند فراهم می‌کند و به فیلم اجازه می‌دهد از جغرافیای عینی به جغرافیای ذهن و اسطوره نیز راه پیدا کند. دماوند در این مسیر، هم یک پدیده زمین‌شناختی است و هم نشانه‌ای در حافظه فرهنگی ایرانیان، مکانی که طبیعت و اسطوره در آن به یکدیگر می‌رسند.

یکی از ویژگی‌های قابل توجه مستند، تناسب میان گفتار متن، موسیقی و تصاویر است. نریشن با صدایی رسا، قرا، گیرا و مصمم، لحنی حماسی و تا اندازه‌ای آرکائیک دارد که با موضوع فیلم و تکیه آن بر تاریخ و اسطوره تناسب پیدا می‌کند. این لحن، در کنار موسیقی حماسی و استفاده سنجیده از مواد آرشیوی، به روایت نوعی شکوه تاریخی می‌بخشد. فیلم در انتخاب موسیقی نیز به تفاوت دوره‌های تاریخی توجه دارد. در بخش‌هایی که به دوران اسلامی و روایت‌های مربوط به دماوند پرداخته می‌شود، تغییر فضای موسیقایی و بهره‌گیری از تم‌ها و رنگ‌آمیزی‌های نزدیک به موسیقی عربی در کنار سازهایی چون تنبور، به تفکیک فضای فرهنگی و تاریخی دوره‌ها کمک می‌کند. موسیقی در اینجا صرفاً عاملی برای ایجاد هیجان یا پر کردن فاصله میان تصاویر نیست، بلکه در ساختن فضای روایی و هدایت ذهن مخاطب نقش دارد.

از ویژگی‌های قابل توجه از آلپ تا دماوند، انباشت اطلاعات تاریخی، اسطوره‌ای و علمی است که برخلاف انتظار، به خستگی مخاطب نمی‌انجامد. ورهرام توانسته میان حجم اطلاعات و ریتم روایت تعادلی مناسب برقرار کند و با تنوع تصاویر و پیوند سنجیده آن‌ها، از یکنواختی اثر جلوگیری کند. پیش از این نیز محمد بزرگ‌نیا سال‌ها قبل مستندی با موضوع کوهنوردانِ دماوند ساخته بود، اما یکی از امتیازهای اثر ورهرام، اتکای آن به منابع و مآخذ معتبر، به‌ویژه پژوهش‌های غیرایرانی و مطالعات محققان اروپایی است که ابعاد کمتر شناخته‌شده‌ای از تاریخ طبیعی و فرهنگی این کوه را آشکار می‌کنند. از سوی دیگر، نگاه عکاسانه ورهرام در کیفیت قاب‌بندی‌ها و انتخاب زاویه‌های تصویربرداری به‌روشنی دیده می‌شود. ترکیب‌بندی‌های دقیق، تناسب عناصر درون قاب و توجه به جایگاه سوژه در فضای بصری، نشان از تسلط او بر ساخت تصویر دارد. قاب‌ها حساب‌شده و از استحکام بصری برخوردارند و در بسیاری از موارد، فراتر از ثبت چشم‌انداز، در خدمت انتقال معنا قرار می‌گیرند. این ویژگی را باید از امتیازهای مهم زبان تصویری ورهرام دانست، زیرا تجربه عکاسی او به تصاویر نظمی می‌بخشد که با رویکرد پژوهشی و روایت سینمایی فیلم تناسب دارد.

تصاویر هوایی، هلی‌شات‌ها، تایم‌لپس‌های دقیق و نماهای گسترده از کوهستان، از دیگر عناصر مهم زبان تصویری فیلم هستند. بسیاری از این تصاویر کیفیتی چشم‌نواز و حتی کارت‌پستالی دارند و عظمت دماوند را از زوایای گوناگون به نمایش می‌گذارند. با این حال، کارکرد تصاویر در کلیت اثر به نمایشِ زیبایی طبیعی محدود نمی‌ماند. کوه در مقیاس‌های مختلف، از چشم‌اندازهای دور و فراگیر تا جزئیات نزدیک‌تر، به عنصری تبدیل می‌شود که پیوسته در مرکز توجه دوربین قرار دارد. استفاده از تصاویر درخشان طبیعت، در کنار نقشه‌های تاریخی، عکس‌های قدیمی و نقاشی‌های ایرانی، به فیلم امکان می‌دهد میان چشم‌انداز امروز و بازنمایی تاریخی دماوند ارتباط برقرار کند. این ترکیب، یکی از وجوه مهم مستند است، زیرا تصویر معاصر را در کنار اسنادی قرار می‌دهد که هر یک به شکلی متفاوت از حضور این کوه در حافظه تاریخی سخن می‌گویند.

نقاشی ایرانی در این میان جایگاهی فراتر از یک تصویر تزئینی دارد. ورهرام از ظرفیت تصویری نقاشی‌ها بالاخص آثارِ بعد از سیطرهٔ مغول‌ها در مکاتبی نظیر هرات و اصفهان و تبریز، برای بازآفرینی جهان اسطوره‌ای بهره می‌گیرد و به کمک آن‌ها، روایت‌های شاهنامه‌ای را به قلمرو تصویر وارد می‌کند.

داستان فریدون و ضحاک

و ارتباط آن‌ها با دماوند، در کنار اشاره به سیمرغ و آرش، نشان می‌دهد که فیلم برای فهم این کوه، به سراغ لایه‌هایی از فرهنگ ایرانی می‌رود که در آن‌ها جغرافیا با تخیل اسطوره‌ای درهم تنیده شده است. دماوند در شاهنامه فردوسی تنها پس‌زمینه وقوع یک رویداد نیست، بلکه بخشی از ساختمان معنایی روایت است. کوه در اینجا محل مهار شر، مقاومت و رهایی است و به همین دلیل، حضورش در حافظه اسطوره‌ای ایرانیان از محدوده یک نام جغرافیایی فراتر می‌رود.

اما فیلم در پرداختن به دماوند، به روایت اسطوره‌ای بسنده نمی‌کند و به سراغ منابع مکتوب، سفرنامه‌ها، گزارش‌های تاریخی و پژوهش‌های علمی می‌رود. از ناصر خسرو تا یاقوت حمَوی و نیز توماس هربرت، جهانگرد بریتانیایی دوره صفوی، نام‌ها و روایت‌هایی به میان می‌آیند که هر یک از منظری متفاوت به دماوند نگریسته‌اند. اشاره به گوگرد، ویژگی‌های زمین‌شناختی و آتشفشانی کوه، در کنار توجه به پوشش گیاهی و شرایط زیست‌محیطی آن، دامنه موضوعی فیلم را گسترش می‌دهد. دماوند در این بخش‌ها به موضوعی برای شناخت علمی و تاریخی تبدیل می‌شود و فیلم می‌کوشد نشان دهد که اهمیت این کوه در طول زمان، همواره حاصل هم‌نشینی ویژگی‌های طبیعی و بار فرهنگی آن بوده است.

استفاده از نقشه‌های تاریخی، عکس‌های دوران قاجار و اسناد آرشیوی، به این مسیر پژوهشی عمق بیشتری می‌بخشد. آرشیو در این مستند مجموعه‌ای از تصاویر قدیمی برای ایجاد حس نوستالژی نبوده و خود ابزاری برای بازسازی مسیر شناخت انسان از دماوند است. حضور تاریخ‌دانان و استفاده از اطلاعات پژوهشی نیز به تکمیل این تصویر کمک می‌کند، بی‌آنکه کلیت ساختار فیلم به مجموعه‌ای از مصاحبه‌های جدا از هم تبدیل شود. گفت‌وگوها در خدمت موضوع اصلی قرار می‌گیرند و فیلم همچنان رشته روایی خود را حفظ می‌کند. این تعادل میان پژوهش، گفتار متن، اسناد و تصویر، از امتیازهای مهم اثر به شمار می‌رود.

از نکات قابل توجه در ساختار تصویری فیلم، استفاده از دیزالوهای سریع میان برخی تصاویر است. این شیوه، در مقایسه با رویکرد غالب در بسیاری از آثار فرهاد ورهرام که عموماً بر مشاهده مردم‌نگارانه، ثبت آیین‌ها و پیگیری آرام زندگی روزمره استوارند، تفاوتی معنادار ایجاد می‌کند. در از آلپ تا دماوند، گاهی تصویرها با شتاب بیشتری به یکدیگر پیوند می‌خورند و نوعی تراکم بصری شکل می‌گیرد. این انتخاب، به‌ویژه در بخش‌هایی که فیلم می‌خواهد گستره تاریخی و جغرافیایی موضوع را در زمانی محدود پیش چشم مخاطب بگذارد، قابل توجه است. ورهرام در این اثر همچنان به ثبت جزئیات وفادار می‌ماند، اما شیوه کنار هم نشاندن مواد تصویری، نسبت به برخی آثار مردم‌نگارانه او حالتی فشرده‌تر و گاه حماسی‌تر پیدا می‌کند.

یکی از ویژگی‌های ساختاری “از آلپ تا دماوند”، حرکت میان چند رویکرد مستندنگارانه، از جمله محیط‌زیستی، قوم‌نگارانه، تاریخی، اقتصادی و مردم‌شناختی است. فیلم در بررسی دماوند، از ویژگی‌های زمین‌شناختی و پوشش گیاهی کوه به شیوه معیشت جوامع محلی، آیین‌های مذهبی، مناسبات اقتصادی و تأثیر مداخلات انسانی بر محیط طبیعی می‌رسد. مسئله اصلی در این میان، نحوه کنار هم قرار گرفتن این وجوه متفاوت است. گفتار متن نقش مهمی در هدایت روایت و برقراری ارتباط میان اطلاعات تاریخی، اسناد آرشیوی، تصاویر طبیعت و مشاهدات مردم‌نگارانه دارد.  به این ترتیب، فیلم ضمن بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف مستندسازی، ساختار نسبتاً منسجمی پیدا می‌کند و دماوند را در پیوند با تاریخ، فرهنگ، اقتصاد و محیط زیست به تصویر می‌کشد.

یکی از وجوه پژوهشی فیلم، پرداختن به تاریخ مطالعات گیاه‌شناسی دماوند و حضور پژوهشگران خارجی است. اشاره به گیاه‌شناسانی چون تئودور کُخ و دیگر پژوهشگرانی که در مسیر شناخت پوشش گیاهی این منطقه فعالیت کرده‌اند، نشان می‌دهد که دماوند در طول چند قرن، موضوع توجه محققان کشورهای مختلف بوده است. در همین راستا، تصاویر شهرها و معماری اتریش نیز در فیلم جای می‌گیرند و به زمینه تاریخی و فرهنگی بخشی از این پژوهش‌ها اشاره می‌کنند این رفت‌وآمد تصویری میان ایران و اروپا، کوه را از یک موضوع محلی فراتر می‌برد و آن را در بستر تاریخ گسترده‌تری از کنجکاوی علمی، سفر و شناخت طبیعت قرار می‌دهد.

زین‌رو عنوانِ “از آلپ تا دماوند” نیز به پیوند تاریخی و پژوهشی میان این دو جغرافیا اشاره دارد. پژوهشگران اتریشی و آلپ‌نشینان از جمله کسانی بودند که در دوره‌های اولیه، دماوند را از منظر جغرافیایی، طبیعی و گیاه‌شناسی مورد مطالعه قرار دادند. ورهرام با برجسته کردن این پیشینه، عنوان فیلم را به نشانه‌ای از پیوند میان تجربه کوه‌پژوهی در آلپ و شناخت دماوند تبدیل می‌کند.

در این میان، وجه آتشفشانی دماوند نیز اهمیت دارد. دماوند بخشی از رشته‌کوه البرز و بلندترین قله ایران است و ماهیت آتشفشانی آن، به شناخت علمی و زمین‌شناختی این کوه ابعاد دیگری می‌افزاید. فیلم تلاش می‌کند میان این واقعیت طبیعی و تصویر اسطوره‌ای دماوند پیوند برقرار کند. کوهی که در روایت‌های کهن، جایگاه حبس ضحاک و عرصه ظهور قهرمانان است، در جهان علم نیز با ویژگی‌های زمین‌شناختی، گوگرد، پوشش گیاهی و شرایط خاص زیست‌محیطی شناخته می‌شود. این هم‌نشینی، از مهم‌ترین ظرفیت‌های موضوعی مستند است و به دماوند هویتی چندلایه می‌بخشد.

اشاره به پژوهش‌های طولانی‌مدت محققان اتریشی و آلمانی درباره دماوند نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. در فیلم از کتابی با عنوان دماوند، بلندترین کوه ایران سخن به میان می‌آید که در سال ۲۰۰۰ منتشر شده و حاصل پژوهش‌های اروپایی درباره این کوه معرفی می‌شود. این بخش، بر استمرار توجه علمی به دماوند و پیوند میان شناخت تاریخی، اسطوره‌ای و محیط‌زیستی آن تأکید دارد. چنین اطلاعاتی، در کنار منابع مکتوب و تصاویر آرشیوی، گستره پژوهشی فیلم را نشان می‌دهد و از حجم کار انجام‌شده برای گردآوری مواد آن حکایت می‌کند.

از منظر ساختار روایی، یکی از امتیازهای مستند، در این ساختارِ توضیحی حفظ ریتم در میان این حجم از اطلاعات است. موضوعی با چنین گستره تاریخی و جغرافیایی، به‌سادگی می‌تواند به مجموعه‌ای پراکنده از داده‌ها، نام‌ها، روایت‌ها و تصاویر تبدیل شود. با این حال، فیلم در بیشتر مسیر خود از انسجام قابل قبولی برخوردار است و می‌کوشد اطلاعات را در امتداد یک محور اصلی پیش ببرد. دماوند در تمام این بخش‌ها نقطه اتصال روایت باقی می‌ماند و عناصر گوناگون حول آن شکل می‌گیرند. البته تعدد موضوعات و انباشت اطلاعات، گاهی این خطر را ایجاد می‌کند که برخی بخش‌ها بیشتر به کارکرد توضیحی نزدیک شوند، اما استمرار حضور کوه در تصویر و روایت، مانع از گسست کامل میان این لایه‌ها می‌شود.

یکی از مهم‌ترین جنبه‌های مستند، حرکت از تاریخ و اسطوره به سوی زندگی جاری در دامنه‌های دماوند است. فیلم به سکونتگاه‌های پیرامونی، غارها، آثار تاریخی، آتشکده‌ها، امامزاده‌ها و شیوه‌های زیست مردمانی می‌پردازد که در مجاورت این کوه زندگی کرده‌اند. دماوند در این بخش‌ها از جایگاه یک نماد دوردست بیرون می‌آید و به بخشی از تجربه روزمره انسان تبدیل می‌شود. کوه در اینجا تنها منظره‌ای برای تماشا یا موضوعی برای پژوهش نیست، بلکه در شیوه سکونت، باورهای مذهبی، معیشت و آیین‌های مردم حضور دارد.

در همین بخش‌هاست که امضای مردم‌نگارانه سینمای فرهاد ورهرام آشکارتر می‌شود. توجه به کوچ‌نشینان و طوایف اطراف دماوند، ثبت آیین‌های محلی و پرداختن به مناسبات انسان با جغرافیای پیرامون، یادآور رویکردی است که در آثار دیگر او نیز دیده‌ایم. ورهرام برای شناخت یک مکان، به ثبت نشانه‌های زندگی در آن بسنده نمی‌کند، بلکه می‌کوشد نسبت میان مردم، محیط، حافظه و سنت را آشکار سازد. اهمیت این رویکرد در آن است که دماوند را از یک ابژه طبیعی به فضایی زیسته تبدیل می‌کند. در این نگاه، هر آیین و هر شیوه معیشت، بخشی از تاریخ رابطه انسان با کوه را بازگو می‌کند.

پرداختن به آیین‌های زرتشتی و مراسم مذهبی مرتبط با دماوند نیز از همین منظر اهمیت دارد. این آیین‌ها، لایه‌ای از حافظه فرهنگی کوه را آشکار می‌کنند که در طول زمان و در میان نسل‌های مختلف استمرار یافته است. همچنین اشاره به مراسم برف‌چال و شیوه جمع‌آوری برف برای ذخیره آب و استفاده از آن در فصل گرم، از جزئیات ارزشمند فیلم است. این رسم، رابطه مستقیم میان طبیعت، معیشت و همکاری جمعی را نشان می‌دهد. برف در اینجا به منبعی برای تداوم زندگی دام‌ها و بخشی از نظام سازگاری انسان با شرایط اقلیمی تبدیل می‌شود. توجه به چنین جزئیاتی نشان می‌دهد که فیلم در کنار روایت‌های بزرگ تاریخی و اسطوره‌ای، برای تجربه‌های کوچک‌تر و کمتر دیده‌شده مردم نیز ارزش قائل است.

مراسم کشتی در آلاشت مازندران نیز از بخش‌هایی است که با حوصله و توجه به جزئیات پرداخت شده است. چنین صحنه‌هایی به فیلم امکان می‌دهند که فرهنگ محلی را در هیئت یک موجودیت زنده و در حال اجرا ثبت کند. آیین در اینجا صرفاً موضوعی برای توضیح دادن نیست، بلکه از طریق بدن‌ها، حرکت‌ها، مناسبات جمعی و فضای برگزاری خود معنا پیدا می‌کند. این شیوه مشاهده، از ویژگی‌های مهم سینمای مردم‌نگارانه است و نشان می‌دهد که ورهرام چگونه می‌تواند از دل یک مراسم محلی، به روابط گسترده‌تر میان فرهنگ، جامعه و تاریخ راه پیدا کند.

در برخی بخش‌ها، گفتار متن نیز واجد لحنی انتقادی می‌شود. اشاره‌های غیرمستقیم به سیاست‌های نادرست در اداره امور و پیامدهای رفتارهای فرهنگی و اجتماعی، به فیلم اجازه می‌دهد از ثبت صرف واقعیت فراتر برود و نسبت انسان با محیط را به پرسشی اخلاقی تبدیل کند. این انتقادها زمانی تأثیرگذارتر می‌شوند که از دل شواهد و موقعیت‌های عینی سر برآورند. دماوند در این نگاه، آینه‌ای برای سنجش رفتار انسان است. کوهی که قرن‌ها در حافظه تاریخی و اسطوره‌ای مردم جایگاهی استوار داشته، اکنون در برابر تصمیم‌ها و مداخلات انسانی آسیب‌پذیر شده است.

از نظر فنی نیز صداگذاری و طراحی صوتی فیلم قابل توجه است، اگرچه میتوانست بهتر هم باشد. کیفیت صدا در مستندی که بخش مهمی از بار اطلاعاتی و عاطفی خود را بر دوش گفتار متن و موسیقی می‌گذارد، اهمیتی اساسی دارد. در از آلپ تا دماوند، هماهنگی میان صدا، موسیقی و تصویر به حفظ پیوستگی روایت کمک می‌کند و در بخش‌هایی که فیلم به سوی چشم‌اندازهای طبیعی و آیین‌های مردمی حرکت می‌کند، به ساختن فضای حسی اثر یاری می‌رساند. صدا در اینجا بخشی از سازمان‌دهی جهان فیلم است و به تصاویر امکان می‌دهد که در کنار انتقال اطلاعات، کیفیتی عاطفی و تأثیرگذار نیز پیدا کنند.

از سوی دیگر، گستردگی نماها و تنوع فصل‌ها و زوایای تصویربرداری، حجم قابل توجهی از کار میدانی و برنامه‌ریزی را آشکار می‌کند. دماوند در موقعیت‌های گوناگون و از منظرهای متفاوت به تصویر کشیده می‌شود و فیلم می‌کوشد تغییرات طبیعت، ویژگی‌های جغرافیایی و مناسبات انسانی پیرامون آن را در یک کلیت گرد هم آورد. این گستردگی تصویری، یکی از دستاوردهای اجرایی اثر است. کوه در هر فصل، چهره‌ای متفاوت پیدا می‌کند و هر زاویه می‌تواند بخشی از شناخت ما را از آن کامل‌تر کند. انبوه پلان‌ها و تنوع منابع، از آرشیو و نقشه گرفته تا تصویرهای معاصر و نقاشی‌های تاریخی، نشان می‌دهد که ساخت چنین مستندی مستلزم پژوهشی گسترده و صرف زمانی طولانی بوده است.

با این همه، اهمیت نهایی فیلم در آن است که به دماوند صرفاً از منظر عظمت طبیعی یا شکوه اسطوره‌ای نگاه نمی‌کند. هرچه به پایان نزدیک می‌شویم، وجه هشداردهنده اثر برجسته‌تر می‌شود. دماوند در مقام یکی از مهم‌ترین نمادهای طبیعی و فرهنگی ایران، با مخاطراتی روبه‌روست که بخش مهمی از آن‌ها از دخالت‌های انسانی، بهره‌برداری ناآگاهانه و غلبه نگاه سودجویانه بر ملاحظات محیط‌زیستی ناشی می‌شوند. کوهی که در طول قرن‌ها سرچشمه روایت، باور، پژوهش و زندگی بوده است، اکنون در برابر رفتار انسان معاصر قرار دارد. این تقابل، به فیلم معنایی فراتر از یک مستند تاریخی یا جغرافیایی می‌دهد و آن را به تأملی درباره مسئولیت انسان در قبال میراث طبیعی و فرهنگی بدل می‌کند.

در نهایت، از آلپ تا دماوند را می‌توان تلاشی گسترده برای شناخت همه‌جانبه یکی از مهم‌ترین نشانه‌های طبیعی و اسطوره‌ای ایران دانست. فرهاد ورهرام با گردآوری منابع تاریخی، اسناد آرشیوی، نقشه‌ها، تصاویر قدیمی، نقاشی‌های ایرانی، پژوهش‌های علمی، روایت‌های اسطوره‌ای و مشاهدات مردم‌نگارانه، تصویری چندلایه از دماوند می‌سازد.

آنچه در پایان از این مستند باقی می‌ماند، دماوند است که در اینجا به حافظه‌ای زنده بدل می‌شود و تاریخ، اسطوره، علم، فرهنگ و طبیعت در آن به یکدیگر پیوند خورده‌اند. ورهرام کوشیده است این حافظه را از خلال انبوهی از تصاویر و روایت‌ها بازخوانی کند و در عین حال، مخاطب را متوجه شکنندگی آن سازد. دستاورد فیلم در همین حرکت دوگانه نهفته است. از یک سو، دماوند را به مثابه میراثی چندصدساله پیش چشم ما قرار می‌دهد و از سوی دیگر، یادآور می‌شود که استمرار این میراث به شیوه مواجهه ما با طبیعت و مسئولیتی وابسته است که در برابر آن بر عهده داریم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *