عمو برفی

اولین ورود پیرمرد به خانه‌اش، وقتی که دیگر، نبود شریک زندگی‌اش سکوتی غریب را بر محیط حاکم کرده است. بغضی فروخورده گلوی مرد را می فشارد و آمدن دخترک خردسال همسایه، این  بغض‌ سرکوب شده را می‌ترکاند.            

دسته بندی در هاشور

زاپاتا

زاپاتا

سگ جون

سگ جون

هاله دیروز

هاله دیروز